شورای نظارت و هماهنگی
آموزشی ، پژوهشی و فرهنگی
اداری و مالی

صفحه اصلی شرح اطلاعیه شماره ۶۱۹۳ از اطلاعیه های مجموعه روابط عمومی مشاهده تمامی اطلاعیه های این زیرگروه          مراجعه به صفحه روابط عمومی              بازگشت
مش رمضون (پدر خوب - پدر بد)
 
  چاپ این اعلامیه ارسال به دوستان
نامحدود : مدت زمان نمایش بر حسب روز   ۱۳۹۷ /۹ /۷ : تاریخ اعلام   ۳۲ : تعداد بازدید   امیرحسین بدیعی : صادر کننده   ۶۱۹۳ : کد اعلامیه

 

بچه که بودیم با نگاه تیزبین و جستجوگر خود، آدم ها را می کاویدیم. بزرگ ترها در نظرمان جلوه دیگری داشتند. یکی از افرادی که نظرم را جلب می کرد مش رمضون بود. او مردی بود فلج که به سختی راه می رفت، هنگام راه رفتن پاهایش را می کشید، دو دستش نیز خمیده و از پاهایش بدتر بودند، چانه اش برگشته و با دشواری کلماتش را می توانستی متوجه شوی و منظورش را درک کنی، با این شرایط جسمانی، مش رمضون روحی بلند و هوشی سرشار داشت و از ایمان و اعتقاد کاملی برخوردار بود. همه کارهایش را خودش انجام می داد. دستش به سوی کسی دراز نمی شد. در شهرداری استخدام و کارش آب دادن به گلها و چمن ها بود. گاهی هم نگهبان و سرایدار می شد. تقریبا همه افراد  را می شناخت و مردم احترام ویژه ای برایش قایل بودند. عجیب اینکه در تظاهرات علیه رژیم شاه هم شرکت می کرد و با شرایطی که داشت هیچ گونه خوف و واهمه ای به خود راه نمی داد. یک سال قبل از انقلاب برای تحصیل از شهرم دل کندم و دیگر برای زندگی به آن جا برنگشتم، بعد از سی و سه سال چندین ماه پیش مش رمضون را دیدم، با اینکه سنش بالای 70 است سرحال و بانشاط نشان می داد، سلامش کردم به گرمی پاسخ داد. پرسیدم: مرا می شناسی؟ گفت: مگر تو هاشم نیستی؟ کی از دبی برگشتی؟ مبهوت شدم!! او تنها در نوجوانی مرا دیده بود. از آخرین باری که ملاقات داشتیم سی و سه سال می گذشت. تحسینش کردم و هوش و ذکاوتش بیشتر برایم نمایان شد. به او گفتم: برای دیدنش به منزلش می روم، خوشحال شد. با یکی از دوستان قرار گذاشتیم و با تهیه هدیه ای به خانه اش رفتم، منزلی کوچک حدوداً 50 متر زمین با حیاطی 6 متری در دوطبقه در مجموع کمتر از 70 متر زیربنا، وارد که شدیم با همسرش به استقبالمان آمد. همسرش نیز از بدن سالمی برخوردار نبود. ولی زنی خوشخو و مهربان بود. یکی از دختران و نوه اش هم حضور داشتند. چقدر مهربان، باصفا، مودب و باوقار بودند. دو ساعتی میهمانشان بودیم و از هر دری سخن گفتیم. از همه مردم قدیم شهر خبر داشت و ما مبهوت تحلیل او. بازنشسته شده و با همان عزت همیشگی زندگی می کند. از او پرسیدم چند فرزند داری؟ گفت: 6 تا ؛ 4 تا دختر و 2 پسر. پسرانم ازدواج کرده اند و یکی شان در طبقه بالای خانه کوچک خودمان زندگی می کند. 4 دخترم هم ازدواج کرده اند و بحمداله زندگی خوبی دارند. به نوه اش که دختری حدودا 12 ساله بود گفتم: دختر جان به پدربزرگت افتخار کن. خیلی از آدم های سرشناس و تحصیل کرده و ثروتمند باید بیایند در محضر او درس زندگی بیاموزند.

از او خداحافظی کردیم و از منزلش خارج شدیم. در فکر عمیقی فرو رفتم؛ با خود می اندیشیدم: تدبیر زندگی و تربیت فرزندان، به تحصیلات، ثروت و مقام و منصب نیست، چگونه مردی مثل «مش رمضون» با بدنی افلیج و شغل کارگری، بچه هایی مثل دسته گل تربیت می کند؟ افرادی را می شناسم که تحصیلات دانشگاهی و مدارک عالی دارند ولی در تربیت فرزندانشان درمانده شده اند. افراد صاحب منصبی را می شناسم که فرزندش از خانواده برید و به بیگانگان وصل شد. اولین مسوولیت پدر قبل از پرداختن به هر شغلی تدبیر منزل است. هیچ تضمینی وجود ندارد که پدران و مادرانی صاحب منصب و تحصیل کرده و ثروتمند فرزندانی شایسته تربیت نمایند.  

به نظرم داشتن پدری افلیج با روحی بلند و ایمانی سرشار، از داشتن پدری ثروتمند، تحصیل کرده و دارای منصب و مقام ولی گرفتار در کار و بریده از خانواده بهتر است.






سوالات ، نظرات و انتقادات خودرا ارسال نمایید:

:نام
:پست الکترونیک
:نظر
:کد امنیتی




دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان)
معاونت سما
اصفهان - خیابان ۲۲ بهمن -مجتمع اداری امیر کبیر -روبروی بانک ملی – حوزه معاونت سما - کد پستی ۸۱۵۸۷۱۳۱۹۳
تلفن تماس۸۴ -۰۳۱۳۲۶۶۷۲۸۰ فاکس: ۰۳۱۳۲۶۵۰۹۴۰
حق نشر متعلق به معاونت سما اصفهان (خوراسگان)۹۵-۱۳۹۳
SAMA
Technical and Vocational
Training College
Islamic Azad University
Esfahan(Khorasgan) Branch